مثلا وقتی کار دارم می آید کنارم می ایستد، نزدیک نزدیک.. بعد می گوید خودتو نچسبون ب من... فاصله می گیرم می گویم: تو چسبیدی! دوباره می آید نزدیکتر و باز بدون خنده، جدی می گوید: گفتم نچسب! آن وقت خنده ام
برچسب:
نویسنده: شیوا مرادی
تاريخ: يکشنبه
22 دی
1398 ساعت: 3:21